داستان آفرینش ( 6 )- روز چهارم
روز چهارم : ظهور چهارم
14و خدا گفت :« نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند و براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند. 15 و نيرها در فلك آسمان باشند تا بر زمين روشنايي دهند.» و چنين شد. 16 و خدا دو نير بزرگ ساخت، نير اعظم را براي سلطنت روز و نير اصغر را براي سلطنت شب، و ستارگان را. 17 و خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت تا بر زمين روشنايي دهند، 18 و تا سلطنت نمايند بر روز و بر شب، و روشنايي را از تاريكي جدا كنند. و خدا ديد كه نيكوست. 19 و شام بود و صبح بود، روزي چهارم.
باز روزی دیگر« و خدا گفت » بیانگر ظهوری دیگر است ظهور چهارم . در داستان ما این ظهور ، ظهور حضرت موسی است .
نیر به معنی نورانیست و نیرها در فلک آسمان به معنی اجرام روشن در آسمان چون ماه و خورشید و ستارگان می باشد و البته همانگونه که پیشتر نیز گفته شد مقصود از خورشید و ماه و ستارگان در کلمات انبیاء منحصر به این اجرام آسمانی ظاهری نیست بلکه معانی متعددی را مد نظر داشته اند در مواردی پیامبر به خورشید تشبیه شده است همانگونه که خورشید دارای نور و حرارت و جاذبه و... است و حیات کره زمین به آن وابسته است پیامبر نیز دارای صفات و کمالات و معارفی است که قلوب نوع بشر را زنده می کند روشن می کند گرمی و حرارت می بخشد و تربیت می نماید .
همچنین ماه و ستارگان معانی متعددی دارد مثل : معاون یا جانشین پیامبر ، امامان ، انبیاء ، اولیا الله ، علماء و روحانیون و ... .
اَينَ الشُّمُوسُ الطّالِعةُ ؟ اَينَ الاَقمار المُنيرَةُ؟ اَينَ الَانْجُمُ الزّاهِرَةُ؟ ( دعای ندبه )
كجایند خورشیدهای تابان؟ کجایند ماههای فروزان؟ كجایند ستارگان درخشان ؟

خورشید رسالت

قمر ولایت

نجوم هدایت
بنابراین معنی این بخش از کتاب آفرینش چنین می شود که در آسمان دیانت ستارگان و اجرام درخشانی ظاهر شدند که از انوار معارفشان نور و ظلمت و روز از شب کاملاً تفکیک شد و از روشنایی ظهورشان زمین قلب ها روشن و منیر گردید .
16 و خدا دو نير بزرگ ساخت، نير اعظم را براي سلطنت روز و نير اصغر را براي سلطنت شب، و ستارگان را.
نیر اعظم خورشید است و نیر اصغر ماه . بر طبق توضیحات فوق این دو نیر بزرگ می توانند موسی و هارون باشند و ستارگان انبیای بنی اسرائیلند که در آسمان دیانت موسی ظاهر گشتند.
وَ اجْعَلْ لي وَزيرًا مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثيرًا وَ نَذْكُرَكَ كَثيرًا إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصيرًا قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى ( طه 29-36)
و براى من دستيارى از كسانم قرار ده، هارون برادرم را، پشتم را به او استوار كن، و او را شريك كارم گردان، تا تو را فراوان تسبيح گوييم، و بسيار به ياد تو باشيم، زيرا تو همواره به [حال] ما بينايى فرمود: «اى موسى، خواستهات به تو داده شد.»
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزيرًا ( الفرقان35 )
و به يقين [ما] به موسى كتاب [آسمانى] عطا كرديم، و برادرش هارون را همراه او دستيار[ش] گردانيديم .
البته ظهور انبیاء برای اولین بار در دور موسی نیست بلکه در هر کدام از ادوار گذشته نبی یا انبیایی وجود داشتند مثلاً جانشین آدم شیث نبی بود و جانشین نوح ، سام بود و همچنین در دورۀ ابراهیم اسحاق یا اسماعیل بود اما از هیچکدام از انبیای قبل از دور موسی آثاری در جهت هدایت باقی نمانده است یعنی روشنایی هدایتی از آنان در آسمان دیانت به چشم نمی خورد و برای اولین بار در دورۀ موسی است که هم از خود پیامبر و هم از انبیای او آثاری جهت هدایت و نوری در آسمان دیانت باقی مانده است و به همین جهت است که کتاب پیدایش آفرینش خورشید و ماه و ستارگان را به دور موسی نسبت می دهد تا « تا بر زمين روشنايي دهند » و این تنها کتاب و آثار است که برای زمانها و سالها باقی می ماند « براي آيات و زمانها و روزها و سالها باشند. » و این واقعه یعنی کتاب ِ موجودِ باقی در عالم که برای سالها و زمانها باشد از دورۀ آدم تا موسی سابقه نداشته است .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْرًا لِلْمُتَّقينَ ( الأنبيَاء 48 )
و در حقيقت، به موسى و هارون فرقان داديم و [كتابشان] براى پرهيزگاران روشنايى و اندرزى است.
18 و تا سلطنت نمايند بر روز و بر شب، و روشنايي را از تاريكي جدا كنند. و خدا ديد كه نيكوست.
روز حضور ظاهری پیامبر است و دوران بعد از پیامبر آغاز تاریکیست البته روشنایی وجود دارد اما نه مثل زمانی که آیات الهی ظاهر می گردد . روز نظم و انتظام دین است و شب زمانی است که پیامبر در میان مردم نیست ، دوران آشفتگی و هرج و مرج و بخصوص دوران قبل از ظهور پیامبر بعدی . روز ، صلاح و اصلاح و خیر و هدایت بود و شب ، ظلمت ِ فساد و شرِّ ضلالت .
و سلطنت ، سلطه و اقتدار را گویند و تسلط و اختیار این هر دو از قدرتهای پیامبر است سلطه و اقتدار بر خیر و هدایت و تسلط و اختیار بر شر و ضلالت . بنابراین وقتی کتاب مقدس می گوید : نير اعظم را براي سلطنت روز و نير اصغر را براي سلطنت شب .معنی آیه چنین می شود : خورشید موسی صاحب قدرت و شوکت و اقتدار بود و در زمان غیبت او هارون دارای تسلط و اختیار بود و بعد از آن دو ستارگان هدایت یعنی انبیای بنی اسرائیل سلطه و اقتدار معنوی داشتند .
و عجب در این است که در قرآن کریم نیز برای موسی بیش از پنج مرتبه کلمه سلطان ( سلطنت ) به کار رفته است که در مورد هیچکدام از رسولان دیگر به کار نرفته است .
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ ( مومنون 45 )
آنگاه موسي و برادرش هارون را فرستاديم با آيات خود و سلطنتی آشکار.
وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطانًا مُبينًا (153 نساء)
و به موسي سلطنت آشکار بخشيديم
قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطانًا فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ( القَصَص35 )
خدا به او فرمود که ما به همدستي برادرت (هارون) بسيار بازويت را قوي ميگردانيم و به شما در عالم، سلطنتی ميدهيم که هرگز دشمنان به شما دست نيابند، با اين آيات و معجزات (که شما را عطا کرديم) شما و پيروانتان غالب خواهيد بود.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ ) هُود 96 (
سپس موسى و برادرش هارون را با آيات خود و سلطنتی آشكار فرستاديم.
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ (غافر 23 )
سپس موسى و برادرش هارون را با آيات خود و فرستاديم.
وَ في مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبينٍ (الذّاريَات 38 )
و نيز در (رسالت) موسي (آيت عبرت است) که با سلطنتی آشكار به سوي فرعونيانش فرستاديم.
و روشنايي را از تاريكي جدا كنند
با نگاهی به باب اول کتاب پیدایش و نیم نگاهی به تفسیری که تا اینجا داشتیم دیده می شود که گر چه به ظاهر کتاب پیدایش است و خلقت آسمان و زمین اما چیزی که بیشتر به چشم می خورد در حقیقت ایجاد نوعی نظم و انضباط و آرایشی جدید است :
آیۀ 4 : و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت .
آیۀ 6 : فلكي باشد در ميان آبها و آبها را از آبها جدا كند.
آیۀ 7 : آبهاي زير فلك را از آبهاي بالاي فلك جدا كرد.
آیۀ 9 : آبهاي زير آسمان در يكجا جمع شود .
آیۀ 14 : نيرها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا كنند .
آیۀ 18 : تا سلطنت نمايند بر روز و بر شب، و روشنايي را از تاريكي جدا كنند.
و همچنین نامیدن که گفتیم نوعی محدود کردن و تعیین حدود و ثغور و جدا کردن چیز ها از یکدیگر است .
آیۀ 5 : و خدا روشنايي را روز ناميد و تاريكي را شب ناميد.
آیۀ 8 : و خدا فلك را آسمان ناميد.
آیۀ 10 : و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ناميد.
پس آنچه خدا در این چهار روز و نیز دو روز بعد انجام می دهد در حقیقت نوعی نظم و انتظام است و تعیین مرز ها و حدود و ثغور و تفکیک و تشخیص حوزه ها است به عبارت دیگر خدا نظم خویش را اجرا میکند . پس در حقیقت خلقت و آفرینش در کتاب آفرینش استقرار یک نظام الهی است . بنابراین می توان گفت خلقت یعنی نظم ، یعنی مرتب کردن یا ترتیب و تنظیم امور بر اساس نظام ارزشی خداوند ، انتظام بر اساس نظم الهی .
پس در هر ظهوری انسانها خلق جدید می شوند یعنی نظام ارزشی جدیدی بر فرد و جامعه حاکم می گردد .
یکی از موانعی که همواره معتقدان به ادیان را از پذیرش دین بعد از خود باز می داشته این بوده که آنان تصور می کردند دین جدید تعلیم تازه ای ندارد و به عبارتی همان تعالیم قبلی در بسته بندی های جدید ارائه شده است مثلاً در مسیحیت و یا در اسلام ظاهراً سابقه بسیاری از تعالیم به مدتها قبل از ظهور حضرت مسیح و حضرت محمد باز می گردد ولی به ترتیبی که ذکر گردید خلقت معنوی فقط آموزش تعالیم جدید نیست بلکه نظم و ترتیب و تنظیم تعالیم بر حسب اولویت های زمان و مکان و ... است و هم این است که تغییرات اساسی در فرد و جامعه ایجاد می نماید .
مثالی از عالم طبیعت : در طبیعت می توان با عناصری چون کربن هیروژن و اکسیژن مواد گوناگون ساخت . متان ((CH4 ، اتان (C2H6) ، پروپان (C3H8) ، بوتان ) C4H10 ) - بنزن (C6H6) - ( H2O) آب معمولی و آب سنگین H2O2))
آلوتروپی ها مانند اکسیژن O2 و اوزن O3 اوزن مولکولی با سه اتم اکسیژن است مولکول اکسیژن دارای دو اتم اکسیژن است اما تفاوت در یک اتم اکسیژن در این دو مولکول تفاوتهای اساسی را در این دو مولکول بوجود آوردهاست.


الماس گرافیت
گرافیت و الماس هر دو از کربن ساخته شده اند ولی به خاطر تفاوت در نظم و آرایش اتم ها خواص بسیار متفاوتی دارند .
گرافیت: نرم، سیاه، رسانای الکتریسیته،نارسانای گرما، قابل تورق .
الماس: سخت، شفاف، نارسانای الکتریسیته، رسانای گرما .
در همه این مواد ظاهراً چیز تازه ای به کار نرفته است ولی تفاوت ها بسیار آشکارند .
آنچه که یک کتاب را از کتابی دیگر متمایز می سازد لزوماً به کار رفتن لغاتی متفاوت در هر یک از آنها نیست بلکه نظم و آرایش کلمات است که مطالب ومفاهیم و موضوعات را دگرگون و متفاوت می سازد .
و خدا ديد كه نيكوست.
پس بر این اساس که آفرینش به معنای نظم و انتظام است نیکو وقتی است که بر طبق نظام باشد و نظم آفرینش را بر هم نزند پس جملۀ خدا ديد كه نيكوست در پایان هر روز یعنی در این روز نیز بعضی چیز ها تحت نظام واقع شد و خدا دید نیکوست یعنی بر طبق نظام است .
19 و شام بود و صبح بود، روزي چهارم
و شام ضلالت بود و تاریکی گمراهی و خورشید حقیقت در صبح ظهور موسای هدایت طالع گردید .
در دورۀ چهارم
( برگرفته از جزوه اهمیت و مقام کلمةالله – تبیین باب اول از سفر پیدایش )
ادامه دارد